صفر عاشقی
•••
صفر من آغاز حیاتم به کار
هیچ تو پایان همه انتظار
..
حرف تو شد از سر عادت یکی
تک گل من باغ نموده بهار
..
پای من از رفتن پیشت دو دل
موی تو چرخان به رقص سه تار
..
تاس تو هر بار که افتاده شیش
چشم من از شدت حسرت چهار
..
هشت منم در گِروی نُه شده
ده لوی تو ساده ببرده قمار
..
نبض من از شوق تو صد می زند
نام تو در دفتر شعرم هزار
..
صبر تو از حضرت ایوب بیش
شُکر من از حضرت حق بی شمار
•••
حاجی اکبری


