قالب شعر: چهار پاره
نان آزادی
~~~~~
بوم خالیست ز رنگ
مغز پر گشته ز زنگ
شاخه عریان شده و
برگها رفته به جنگ
..
ماهی افتاده به خشک
دور باشد ز نهنگ
نان آزادی را
تازه آورده به چنگ
..
لشکر مور و ملخ
با همه تیر و تفنگ
شر نمودند به پا
پایشان خسته و لنگ
..
شهر زخمی شده از
هجمه بیل و کلنگ
پشت دیوار بلند
مَر کمین کرده پلنگ
..
آنکه می گفت جَفنگ
سر او خورده به سنگ
بارش برف و تگرگ
نبَرَد لکه ی ننگ


