لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 شهریور 1405

پایگاه خبری شاعر

داستان:

کباب آب

کباب آب
***
دست و دل بسته ای ناخن خشک را زندگی بسر رسید و قطار عمرش به ایستگاه آخر

شنیدم که خطیب مجلس ختمش سخنها راند و وصف رفتارش چنین کرد که:

مرحوم آهوها گرفتی به دام و
سفره اش پهن بود مدام

غشن ها را رواج بدادی به نان و لشکرها عبور بدادی به آب

ماست‌ها به دولونش گُرده بسته بود وانگورها به باغش شرابه

شیر پاک خورده ای از گوشه مجلس گفت که: شاید ما ره را به اشتباه آمده ایم یا شما کسی دیگری را مهمان نگاهت کرده ای

و گرنه این بنده خدا هیچ نرفتی به شکار مگر به خواب و نبودی به حسابش یک خط کتاب و هر شام آب می برشتی کباب
-•-•-
،حاجی اکبری،

آثار دیگر نویسنده :

Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی :

قالب تخصصی داستان :