آخرین سرباز
~~~~~~
بی آب و بی توشه تا پای جان ایستاد
در کارزار رزم شد آخرین سرباز
لشکر زهم پاشید فرمانده دیگر نیست
شد بی کس و تنها این آخرین سرباز
..
در باغ و در بستان ویران شده دیوار
یاران همه رفتند جز آخرین سرباز
گویی که دنیا هم شد بر سرش آوار
دیگر چه می خواهی از آخرین سرباز
..
در خاطرات من در سایه این نار
چیزی به جا مانده از آخرین سرباز
از جور این دنیا شد قمقه سوراخ
خشکیده لبهایش این آخرین سرباز
..
مردی و نامردی اینجا بود معلوم
درد ست بی برگی بر آخرین سرباز
نام تو شد مانا یاد تو شد رنگی
دیگر نمی جنگی با آخرین سرباز
•••
حاجی اکبری


