مهرگان
*- *- *
دوان دوان به سمت مهر میدوید شهریور
چو کودکی که مدتی ندیده باشه مادرش
—
یواش یواش جمع میکند و میرود ز خانه اش
چومادری که قهر کرده سرکشیده چادرش
—
به زیر دیگ میکند فتیله کم و منتظر چو خواهری
که می پزد آش پشت پای مهربان برادرش
—
عروس ناز پادشاه فصل هاست مهر ماه
چو دختری که روسری زرد کرده بر سرش
—
به فصل سرد مهرگان شلوغ درس و مدرسه
چو کشوری که باز کرده درب های بندرش
—
به ماه مهر کج شود مسیر چرخش زمین
چو مسجدی که کج بود مناره های سردرش
***
حاجی اکبری


