خُلد بَرین
°°°°°°°
دنیا و دینه مادرم
جام زرینه مادرم
ایران زمینه مادرم
باغم عَجینه مادرم
《افزون بر اِینه مادرم》
…
دل مرمرینه صبر او
قلب زمینه قبر او
رحمت قرینه ابر او
نان جَوینه جبر او
《بر دل نشینه مادرم》
…
دل مرمرینه سینه اش
شَهد انگبینه بوسه اش
میبوسم و بر سر نهم
دستان پر از پینه اش
《تلخش شیرینه مادرم》
…
لبخند او زیبا ترین
چشمان او گیرا ترین
حرفای او شیوا ترین
داغش ولی سنگین ترین
《شَک را یقینه مادرم》
…
چشمم فرستم پیشواز
تا او ببینم بر فراز
افتاده گویا سروناز
یا خم شده بهر نماز
《اُم البنینه مادرم 》
..
مهرش دوصد از این و آن
لطفش چو دریا بیکران
چون او ندیدم مهربان
نامش همیشه بر زبان
《شهرت ثَمینه مادرم》
…
یادش گرامی تا ابد
او می کند ما را رصد
من منتظر از بیش حد
روز قیامت تا رسد
《خُلد بَرینه مادرم》


