گره
گره
=-=
تا گره از روسری وا می کنی
مهر خود را در دلم جا می کنی
گفته بودی میشوی هم خانه ام
پس چرا امروز و فردا می کنی
..
صبحها کز خانه می آیی برون
می روی در شهر و بلوا می کنی
گر سری از کوچه ما برکشی
محشری در کوچه برپا می کنی
..
چشمهایت فاش می گوید سخن
می زنی عینک و حاشا می کنی
شک ندارم که دلت پیش منه
تو ولی این پا و اون پا می کنی
..
باد افشان می کند موی تو را
دل ربایی با چلیپا می کنی
روسری این دفعه محکم تر ببند
موی را وقتی که کوتاه می کنی
<><><>


