باز با باز
-*-*-*-
پر می گشایی بال را از بهر پرواز
خوش می خرامی در برم چون کبک تاراز
..
نو میشود هر روز درد عشق جانسوز
سر باز کرده زخم های کهنه ام باز
..
بستم به کوی دیگران پاهای خود را
اما به رویت می کنم آغوش خود باز
..
شایسته باشد هر که با هم شان خود جفت
آری کبوتر با کبوتر باز با باز


