لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 27 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
گاگور
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران کهکلویه و بویر احمد

قالب تخصصی اشعار : شعر نو

 گاگور


گاگور

=○○=

مورچه گیری بشدی در گودال

منتظر تا که بگیرد موری

 

شب شد و هیچ نیامد به کمین

ناگهان چشم گرفتش نوری

 

گفت با خود که این نور چه بود

شاید از خانه بدر شد حوری

 

آمدش تا که ببیند رخ حور

در دلش شعله کشیدی شوری

 

وز وزی را بشنید فهمیدش

خانه اش آمده است زنبوری

 

دست زنبور یکی کرم بدید

کرم پر نور ولی رنجوری

 

مرده بیچاره ز بس تابیده

ناتوان گشته بدن بدجوری

 

تو که پایت لب گور است بیا

کرم را دفن کنیم در گوری

 

مورگیر گفت که این بنده خدا

شایدش خورده کمی انگوری

 

مست و مدهوش بود از می ناب

ورنه او از چه بتابد نوری

 

یا کسی برق ببسته به تنش

یا که له کرده ورا شب کوری

 

بهتر آنست که او را ببری

به شفاخانه اگر مقدوری

 

یا کمی موم بمال بر بدنش

یا بپوشان به تنش مستوری

 

کرد زنبور تامل در خود

تا به دادش برسد یک جوری

 

کرم را نیش بزد محکم و سخت

جز کمک او نبُدش منظوری

 

زهر زنبور اثر کرد در او

لب معتاد نهاد وافوری

 

کرم شب تاب بشد زنده و گفت

هیچ لازم نبود پاشوری

 

هر که میرد بکنندش به خاک

مورگیر زنده ته گاگوری

 

خفته آرام و ندارد غم نان

از سر غیب رسد بلغوری

 

ناگهان از بن چاه بیرون شد

او خدا را بشدی ماموری

 

ذره ای نور خدا در من بود

تن من گشت چنین منشوری

 

مرده ار زنده شود از دم اوست

زرت اگر پاره کنی قمصوری

 

آخر قصه کار من و تو

لاجرم هست یقین کنکوری

 

هر کسی نغمه خود را خواند

دست ما نیست بجز دستوری


آثار دیگر شاعر :

ریش

هفتوک

انگار

عشاق

گره

رکب

صنما

100

آبان

کادو

کولاک

مشورت

پنجره

اسپر

طاووس

قو

دختر

شیک

نوروز

بلوط

بهمن

صلح

کاخ

نفس

خالی

ریشه

سده

تپو

آذر

عجب

خزان

طلا

تومن

شاعر

هودج

بنگ

آرزو

دوز

لالا

بیست

رها

انگشت

انار

تبخال

پرچم

مثلث

سرو

راز

کاش

تیر

وطن

کاسنی

زلزله

آچمز

کیش

الکن

دفتر

گلوله

قربان

دفک

اشعار شاعران