تیل شوخ و شنگ و میل زال و بور
شبم سوت و کور و لبم تلخ و شور
بود آرزویم در این بند و بست
شود دست با گردنت جفت و جور
،،،
از هجر تو دلگیرم و از درد تو لبریز
با یاد تو خردادم و بی یاد تو پاییز
چون ارگ بم از شدت عشقت متلاشی
از شوق تو شیرازم و با مهر تو تبریز
،،،
ابری
*****
ابری که باشد آسمان یاد تو می افتم چنان
چون طفل مادر مرده ای بیند زنی شیرین زبان
رخ را نمایان کن دمی تا بنگرم روی تو را
پیرم ولی با دیدنت یکدفعه میگردم جوان


