ترجیح
•••
ترجیح میدم پینه های دست بر پینه های روی پیشانی
ترجیح میدم بسته باشد چشم تا بسته بینم چِفتِ پایانی
.
ترجیح میدم وِل کنم گنجشک بر کشتن صد گاوِ قربانی
ترجیح میدم مَی خورم هرشب تا روزه باشم روز، پنهانی
.
ترجیح میدم نان جویی را بر سفره رنگینِ سلطانی
ترجیح میدم آب بی مقدار بر آبروی رفته ارزانی
.
ترجیح میدم پنبه در گوشم تا بشنوم افکار شیطانی
ترجیح میدم خار در چشمم نه خار بر دیوارِ زندانی
.
ترجیح میدم من نسیمی را بر بادهای تند و طوفانی
ترجیح میدم من صدای نی بر زوزه گرگِ بیابانی
.
ترجیح میدم کاه روی آب بر آبِ زیر کاهِ نادانی
ترجیح میدم سیب باشم کال تا پخته شلغم روز بارانی
.
ترجیح میدم دختر لُر را بر کُل دلبرهایِ تهرانی
ترجیح میدم خاکِ آبادی بر قالی صد رنگِ کرمانی
.
ترجیح میدم مشکلاتم را گویم برایت من به آسانی
ترجیح میدم سخت گویم شعر بر وزنهای شعر خاقانی
••


