{ اعجاز ابرو }
— • —
ابری هوای چشم من از هجر ابرو
کج کرده راهش از من او هر چند ابرو
..
جانم به جانش بسته و پابند دلدار
زندانی رویش شدم هم بند ابرو
..
اعجاز چشمانش مرا مسحور کرده
این معجزه شاید بود ترفند ابرو
..
لب بر لبانش چون گذارم در خیالات
از کف عنانم می برد لبخند ابرو
..
دل از همه اطرافیان کَندَم ولیکن
دل می برد از هر کسی پیوند ابرو
..
شیرینی اسمش نشسته در مذاقم
با چای زلفش می نشنید قند ابرو
•••
حاجی اکبری


