راز و طناز
راز و طناز
°°°•••°°°
مَرکب خورشید باز خوش بخرامد به تاز
دفتر راز و طناز ناز به پایان رسید
..
راز به عشق طناز شب به دل کوه زد
کوه مجالش نداد راز به پایان رسید
..
گرگ اجل در کمین راز بزد بر زمین
سیب زمین خورده با گاز به پایان رسید
..
چون خبر آمد سحر راز بیامد به سر
طاقت و تاب طناز نیز به پایان رسید
..
رفت به پیشواز مرگ سر بسپردش به دار
نامه در بسته اش باز به پایان رسید
..
چون دو کبوتر اسیر در کف چنگال باز
قو بود و تقدیر شان غاز به پایان رسید
..
هر دو در آغوش هم خفته به یک گور سرد
ناله ی جانسوز با ساز به پایان رسید
..
پر ز نشیب و فراز قصه ی پر رمز و راز
قصه مرگ شهاز شاذ به پایان رسید
..
حاجی اکبری


