خدا، از نور و رؤیا، پیکری محبوب میسازد
تو را در چشم پروانه، گلی مرغوب میسازد
تو را با عطرِ گلهای بهاری، گرم میبوید
به دستِ شبنمِ لغزان، تو را مرطوب میسازد
تو را از آسمان چون موجِ دریا، مست میبیند
مرا در خشکیِ صحرا، عطش مغلوب میسازد
تو را در چشمهیِ ایمان، به صبحِ روشناش خواند
تو را در پردهیِ جان و جهان، محجوب میسازد
تو هستی شعرِ بارانزا میانِ دفتر و دیوان
مرا در بادِ تندِ شب، پُر از آشوب میسازد
تو را بر قصرِ رؤیاها، میانِ ابر میپوشد
مرا سنگی به کنجِ کلبهیِ یعقوب میسازد
#لیلا ـرضاییان
۱۴۰۴


