خورشید زمستان
خورشید زمستان
در زمستان از لبت خورشید پیدا میکنم
با همین ویرانی دل، خانه برپا میکنم
باد هم پیراهنت را در خیابان جمع کرد
راه را با ردِّ عطرت غرقِ رؤیا میکنم
ابر اگر خورشید را از آسمان پنهان کند
روشنی را از نفسهای تو امضا میکنم
هیچ نوری نیست اما سایهات افتاده است
من تو را از پشتِ هر ابری هویدا میکنم
ماه از جیبِ شب افتاد و سکوت شب شکست
چادرِ شب را کنارِ پنجره تا میکنم
از طلوعت، برف روی شاخهها گل میدهد
من زمستان را به نامِ تو شکوفا میکنم
✍🏻 لیلا رضاییان
۱۵ تیر ماه ۱۴۰۵


