سر دل با آسمان گفتم سحاب آتش گرفت
ناله کردم، نغمه های ماهتاب اتش گرفت
شمع جان از ناله ی پروانه دم زد ناگهان
هرنفس در سینه ام با التهاب آتش گرفت
چون نسیم صبحگاهت موی من را شانه زد
طره ی مشکین من ازعطر ناب آتش گرفت
در پی آن قامت رعنا دل و جانم دوید
راز پنهان دلم با آب وتاب آتش گرفت
خیمه ی مجنون چرا در کوی لیلی روشن است؟
چون که با دلدادگی در چشم خواب آتش گرفت
از نیستان بلبلی اواز نا ی ات را شنید
ناله سوزان گشت و دل با پیچ و تاب آ تش گرفت
ماه تابان از رخت جلوه نهان کرد وگذشت
من که دیدم ماه هم پشت نقاب آتش گرفت
تا که مژگانت به دل تیر ملامت را کشید
بند بند این دلم با هر عذاب آتش گرفت
لیلا رضاییان


