خاطرات ماندگار
خاطرات روز های ماندگار من کجاست
دوستان مهربان و غمگسار من کجاست
دست های گرم مادر در غبار کوچه ها
ترکه های ناظم و آموزگار من کجاست
چک چک سقف کلاس و ناودان مدرسه
با نوایی ماندگار درروزگار من کجاست
جمله های دفترم با خط خوانایم چه شد
دوستت دارم به خط یادگار من کجاست
حسرت آن لحظه ها بردیده ودل مانده است
بهمن و دی رفته وفصل بهارمن کجاست
زنگورزش شور و غوغای رفاقتهای ما
سایه ی بید و صنوبربرگ و بارمن کجاست
زنگ انشا،بغض پنهانٍ میان واژه ها
یادگارروزهای بی شمارمن کجاست
بوی نفت وبوی کاغذهای کاهی درکلاس
آن دل خرسند و شاد بی قرار من کجاست
پنجره و آن بخارسرد دیماه و نفس
با دو قلب روی شیشه انتظار من کجاست
خواب می دیدم که روزی قهرمان ورزشام
نقشه های کودکانه اعتبار من کجاست
زنگ آخر آفتاب افتاده درنقاشی ام
آن غروب زرد روی جویبار من کجاست
دفتری با جلد آبی گوشه اش تا خورده بود
اشک های ساده و بی اختیار من کجاست
کیف سنگین روی دوش و لقمه ای نان وپنیر
آن رفاقتهای صادق در کنار من کجاست
قصه های ظهر جمعه خنده های بی ریا
با غروری کودکانه افتخار من کجاست
زنگ آخر شد کتاب قصه هایم بسته شد
خنده های از ته دل اقتدارمن کجاست
حال پشت میز سردی کودکی جا مانده است
رد پایش لای دفترهای تار من کجاست
#لیلا ـ رضاییان
۱۴۰۴


