وقتی نگاهم سمت او در راه می افتد
بر دیده و دل آتشی جانکاه می افتد
وقتی نگاهم می رسد تا عمق ویرانی
در جان و دل صد زلزله بی گاه می افتد
آیینه گر دستش بگیرد یار می بینم
تصویری از این دل که شد گمراه می افتد
سیمرغ زخمی ام درون باد می چرخم
وقتی شراری در میان کاه می افتد
چشمان طاغوتش چو ایوان مدائن است !
بر سنگ صبرم نقش مهرو ماه می افتد
از نغمه ام در کوه ها ،ققنوس برخیزد
وقتی نگاهم سمت او ناگاه می افتد
#لیلارضاوییان
اردیبهشت ۴۰۵


