شعری به نام نامی تو بر گزیده ام
گل واژههای آن ز صفای تو چیده ام
ای هشتمین ستاره ی رخشان کوثری
از چشمه سار کوثری ات من چشيده ام
شمس الشموس خراسان تویی رضای ما
از نور مهر تو گل این واژه ها سروده ام
در باغ مهربانی تو لاله ها شکفت
من باغبان عاشق مِحنت کشیده ام
بی عشق تو به کسی دل نداده ام
از هر چه غیر تو بیزار و دل بریده ام
ای آهوان دشت بلا را تو پاسبان
در وصف تو به فکر غزل یا قصیده ام
آهوی واله ای به پناه تو آمده ست
من واله ی تو و آهوی دل تپیده ام
آیا شوی منِ” دلسوز ” خسته را تو یار
از رنج ناکسان جفا قد خمیده ام
محمد حمیدزاده ” دلسوز “


