بهنام حق زده شد سکه با نقوش محمد(ص)
نهاد بار امانت خدا به دوش محمد
به کائنات و خلایق نگر که خیل ملائک
سرود طیبه خوانند با سروش محمد
ندای قل ز خدا در حرا همیشه بلند است
اگر چه خصم بخواهد ز کین خموش محمد
چه بیم از سخن بولهب که بیادبی کرد
ز نغمههای الهی پر است گوش، محمد
علی به روز شکست بُتان به داخل کعبه
گذاشت پای به دستور حق به دوش محمد
کلام نور ز قرآن چو می به جان شده جاری
و عالمی شده مدهوش جرعه نوش محمد
جهان کفر اگر همقسم شده است، مخور غم
قوی است همّت یاران سختکوش محمد
حسین منّی، انَ من حسین گفت و، جهانی
شدند عاشق فرزند سرخپوش محمد
قسم به نصرُ منالله یوم خندقِ حیدر
به قومِ ضالّه، غالب بود جُیوش محمد
مَتَرس ای دل “منصور” از مَلامت دشمن
که نور، جلوهگری دارد از خروش محمد(ص)
منصور کلامی فرد


