روزهای هفته
شنبه
چمدانی ست که بوی آغاز می دهد
با جیب هایی پر از اگر در خانه را می زند
یکشنبه،
پنجرهای باز
رو به پرندهای
که هنوز
نامِ آسمان را از بر است
دوشنبه،
بر شانههایش ساعت را حمل میکند؛
هر غروب دستهایش بوی آهن میدهد.
سهشنبه،
از جیب خالی عصر دانه های روشن بیرون می آورد
وانها را در دل تاریکی می کارد
چهارشنبه،
پلِ باریکیست
که خستگیِ روزها را
به آغوشِ فردا میرساند.
پنجشنبه،
نامِ رفتگان را آرام در فنجانِ چای میریزد.
. جمعه،
بیشتر از یک روز است
تا غروب پشتِ شیشههایش کسی را انتظار میکشد
✍🏻لیلا رضاییان
تیر ۱۴۰۵


