قفس را بشکنم
قفس را بشکنم روزی، پریدن را بیاموزم
به آیینِ پرستوها، رهیدن را بیاموزم
به شبهای غزلخوانی اگر یکدم نظر کردی
در آغوشِ نسیمِ شب، وزیدن را بیاموزم
اگر با نمنمِ باران گذر کردی به باغِ دل
ببار از ابرِ چشمانت، چکیدن را بیاموزم
در این تاریکیِ ممتد به یادت شعلهور ماندم
بیا تا از سکوتِ شب، شنیدن را بیاموزم
دلم چون موجِ سرگردان به ساحل میزند خود را
بیا بر آستان دل ، رسیدن را بیاموزم
من آن آیینهٔ تارم که از آهت نفس دارد
بکش دستی به تصویرم، که دیدن را بیاموزم
،✍🏻لیلا-رضاییان
فروردین ۱۴۰۵


