من و موی و شانه
°°° °°° °°°
با نامِ خداوندِ یگانه
آغاز کنم شعرِ سه گانه
بین من و موی تو و شانه
°°°
چون موی تو ریخت رویِ شانه
بگرفت دلم زِ من بهانه
گفتا پی مو بشو روانه
°°°
دستی بزدم به پشتِ شانه
گشتم ز پی اش خانه به خانه
با شانه شدم شانه به شانه
°°°
درگیر شدیم هر دو با مو
مو شانه گرفت و من نشانه
من موی زدم و موی شانه
°°°
میدان نبرد گشت شانه
شد لشکر مو به سمتِ شانه
تنها بشدم در این میانه
°°°
پیروز چو شد به جنگ شانه
شد خرمن مو اسیر شانه
غمگین بشد آخر ترانه
°°°
با هم بشدند مو و شانه
راهی سفر سمت شانه
من موندم و حسرتِ شبانه
°°°
حاجی اکبری


