بت پرست
••••••
من لا به لای جنگل موی تو مستم
تو پا به پای دیگری رفتی گذشتی
..
من مو به مو حرف تو را با او شنیدم
تو یک به یک عیب مرا گفتی نوشتی
..
من در به در دنبال تو آواره گشتم
تو رو به رو یک لحظه هم رو بر نگشتی
..
من سر به پایت خم کنم چون بت پرستم
تو سر به خود رم می کنی آهوی دشتی
..
من شب به شب دل را به زلفان تو بستم
تو دل به دریا می زنی باران رشتی
..
من در مصاف تک به تک گل از تو خوردم
تو دو به دو چون کوچه باغای طرشتی
..
من تن به تن با سایه خود در نبردم
تو خود به خود شاه بیتی از این سرگذشتی
..
آخر دوچشمت می دهد کاری به دستم
مُردم اگر تو عامل این درگذشتی
..
من رنگ و روی بهمن پنجاه و هفتم
تو های و هوی فتنه هشتاد و هشتی
..،..
حاجی اکبری


