قالب شعر: چهار پاره
نعل وارونه
،،،، ، ،،،،،
مانده در گل در مسیر خیال
جای پای عبور مرکب یار
نعل وارونه بسته بود عیال
رفته با شتاب از این دیار
…
کج نموده راه خود را ز من
بی هدف همچو چمبر خیار
در پی اش به دشت و دمن
روانه ام به جنگ تمام عیار
…
شوق دیدنش چنان بود زیاد
چو خانمی هوس بکرده ویار
طالع نحس من همچو شغاد
خار بپای برهنه میرود بسیار
…
بر سر دوراهیم که چه کنم
مردد شدم بین جبر واختیار
ندا رسید که برو خوش باش
امسال نباشد چو پار و پریار
…
شب مشغول استغاثه و دعا
روزها ذکر نماز جعفر طیار
به التماسم که به هم برسند
دست بینوای من و گردن یار
-×-×-
حاج اکبری


