.
تا تو هستی ماه من مهتاب میخواهم چکار؟
تا تو رویای منی من خواب میخواهم چکار ؟
تا که تو بندِ دلم را مثل سایه از پیَ ات
میکشانی هر طرف ارباب میخواهم چکار ؟
درکنار تو شراب و انگبین قُوت من است
در بهشتى اینچنین من آب میخواهم چکار؟
من که رنگم وقت دیدار تو قرمز میشود
با چنین وضعی بگو سرخاب میخواهم چکار ؟
خانه قلب مرا از خود بدان داخل بیا
بر در ویرانه دقُّ الباب میخواهم چکار ؟
من که در چشمان تو مستانه میخوانم نماز
مسجد و میخانه و محراب میخواهم چکار ؟
جان من وقتی چنین با خنده ات در میرود
وقت قربانت شدن قصاب میخواهم چکار ؟
.
حسین جعفری جرجافکی


