آواره و بیمار و خرابم که نشد حرف
هر روز پی جام شرابم که نشد حرف
وقتی تن من یخ زده خورشید قشنگم
من دوست ندارم که بتابم که نشد حرف
با دیدن تو غرق هوس گردم و گویی
دیندارم و در بند حجابم که نشد حرف
ما دل به تو دادیم که سرخش بکنی، هان؟
من عاشق بریان و کبابم که نشد حرف
گفتم که بخوابی سخن از غیر نگویی
خمیازه نیامد که بخوابم که نشد حرف
هی خنده کنی اب کنی این دل ما را
من تشنه نوشیدن آبم که نشد حرف
در فکر نگاه هوس آلوده من باش
از طرز نگاهت به عذابم که نشد حرف
گفتم بدل عاشق من پاسختان چیست
البته که منفیست جوابم که نشد حرف


