خشک و تر در آزمونی سوختیم
خشک و تر در آزمونی سوختیم
پاره تر گشتیم هر چه دوختیم
دیدم اشباح الرجال اینجا زیاد
قاری قران چو شمر ابن زیاد
غزه ویران شد مسلمان دید آن
کعبه مشغول قمار است امتنان
در نفاق افتاده حکام عرب
اخسئوا فیها سخن باشد ز رب
گاو شیری بهر شیطان می شود
مصریان چون کلب یلهث می رود
حملوا التورات در قران مثل
حاکمان ترک خرهای کسل
هم علی اف هم جناب اردوغان
یوخ شرف بوللاردا اُلسون حاکمان
اردن و بحرین سرباز عدوست
بوسه بر نعلین دشمن زد خم اوست
از کویت و از اماراتش مگو
شعله های آتش از آنجا بجو
فرق مولا را یهودی زد شکست
بخ بخ گفت عرب در را ببست
در ترازوی ما وزنی نداشت
درد را با که بگویم شام و چاشت
خر مگس را فیل زینت داده او
اهرمن وار اهرمن را جاده او
ترکش ما هم به او باید رسید
تا که دشمن را به زانو بر کشید
رهبرم آقای دنیا شد شهید
خون بهایش باشد آگاهی پدید
مشک من از زخمه ی دشمن نریخت
لشکرش از روبرویم می گریخت
کیست با دشمن به نجوا بر نشست
در سوییس اسلام آباد این گسست
راه عزراییل را سد کرده اند
دشمنان نیم جان را بنده اند
ملت مبعوث صهیون کشته اند
خون بها بر جان رهبر گشته اند
ترک فعل خادمین مملکت
نیست اقبالش بود در آن سمَت
بر وزارت نیست لایق زاد رفت
شد به بانک مرکزی مسئول زفت
مرد بسیار است نی قحط الرجال
بر سرو خالش بزن افتد به حال
جمله سربازان صهیون شد شکار
سنت حق است افکن بند و بار
کاروان زارعی باشد صمود
می کند احیا فلسطین رااسود
#زینالعابدین_زارعی_انگورانی


