بعد از این..
«بعد از این»
سر به روی شانه هایت می گذارم بعد ازاین
غُصه هایم را برایت می شمارم بعد از این
عمر من بر باد رفت و برگ هایم زرد شد
گر چه پاییزم ولی با تو بهارم بعد از این
فکر می کردم که صیادم،تو در دامِ منی
از قضا صیاد بودی،من شکارم بعد از این
خشک بودم چون بیابان ،تشنه ی بارانِ عشق
با حضورت سبز گشتم،لاله زارم بعد از این
باز کن چشمانِ زیبا را و حالم را ببین
می خُورم مِی از نگاهت؟یا خمارم بعد از این؟
شاعری گمنام بودم در میانِ شاعران
چون غزل گفتم برایت،شهریارم بعد از این
#مجیدکرمی_زرندی
وزن:فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
1404/8/16


