شب بود و….
شب بود و….
من بودم و شب بود و تو بیدار نبودی
من بودم و غم بود و تو غمخوار نبودی
تقصیر دلم بود هواخواهِ دلت شد
اما تو پریزاد،هوادار نبودی
دل داغِ غمت داشت و مرهم، چه بگویم
سوزِ دلِ صد پاره ، خریدار نبودی
گفتم به دلم،غُصه نخور،عشق همین است
فرمود دلم ، واقفِ اسرار نبودی
عاشق نشدی تا بِچشی می زِ سبویش
چون بی خبری ، هیچ گنهکار نبودی
من عاشقم و عشق جگر سوز و غم افزاست
طعنه مزن ای دوست ، تو دلدار نبودی
تسلیم شدم ،پای دلم ماندم و گفتم
خود کرده چه گوید که چرا یار نبودی
#مجیدکرمی_زرندی
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن


