ساز دنیا
گر بیایی سازِ دنیا هم،هم آهنگِِ من است
پایِ یارِ رفته ماندن نیز ، فرهنگِ من است
عاشقت بودم چرا هرگز نفهمیدی چرا؟
یا که در غربت،دلت غمگین و دل تنگِ من است
وقتِ رفتن ،با خودت بردی دلم را ،جای آن
رنج و تنهایی و غربت،هر سه در چنگ من است
بر کسی هرگز نکردم شِکوِه از تو سنگ دل
شِکوِه بر اغیار بردن از شما ،ننگِ من است
یا بیا یا عشقِ خود را هم بِبَر از سینه ام
چون که جنگِ عقل و دل هم ،اخرین جنگِ من است
#مجیدکرمی_زرندی


