برای آنکه بیایی……
برای آن که بیایی ، دوباره فال زدم
به قلبِ خسته خود،حرفی از وصال زدم
شنید چون دلِ بیچاره مژدهٔ وصلت
به گریه گفت چرا حرفی از محال زدم
بگفتمش دلِ ساده ، بیا و باور کن
نگاهِ نازِ تو در خواب را مثال زدم
برای آن که کمی شوق دل به جوش آید
به سوی منزلِ تو، عاشقانه بال زدم
مُیَسّرم نشد هر چند لحظهٔ دیدار
خوشم که پَرسهِ به جولانگهِ غزال زدم
#مجیدکرمی_زرندی


