یار تبریزی
❤️یارِ تبریزی❤️
تو یارِ گلُ رُخِ سیمین بدن ،گویا ز تبریزی
دو اَبرویِ بهم پیوسته داریّ و دل انگیزی
اگر نا گه بیفشانی ،به روی شانه ها زلفت
ز دل طاقت رَوَد یک جا، اگر در باد برخیزی
لبانت بسته بازارِ گَز و نقل و شکر ، زیرا
به هنگامِ سخن گفتن ،ز لبهایت عسل ریزی
دو چشمانت سیاه و صورتِ نازت چو برگ گل
چه رنگارنگ و زیبا ، مثلِ فصلِ نازِ پاییزی
صدای گرم و گیرایت ،جوابم را که می گوید
به دشتِ تشنهٔ قلبم ، چو آبِ سردِ کاریزی
امان از آن زمانی که ،بخواهی کج کنی اَبرو
و با اَخمت زنی بر سینهٔ من، دشنهٔ تیزی
ندارم طاقتِ هجران،تویی دردِ مرا درمان
من و این کلبه احزان ، مباد از ما بپرهیزی
اَلا ای یارِ فرزانه ،بیا با ما به میخانه
به کامم شهدِ خوش باشدهلاهل،گر تو میریزی
بیا و آسمانِ تیره ما را منوّر کن
ندارم غیرِ جان،خواهم اگر بخشم به توچیزی
#مجیدکرمی_زرندی


