دوباره حالِ دلم……
دوباره حالِ دلم خوب نیست ویرانم
شبیه غزه پس از جنگِ سختِ لبنانم
خرابه های دلم را کسی نمی بیند
غم است همدم من،من اسیر ایشانم
هزار چشمه ی اندوه در دلم جاریست
شکسته شیشه ی دل،خسته و پریشانم
به چشمِ مردمِ دنیا ،دبیرِ انجمنم
به چشمِ مردمِ او،یک جوانِ نادانم
کجاست جرعه شرابی ز خلٌر شیراز
به لطف او غم و این اضطراب بنشانم
حکایتِ من و او مثلِ ماه و خورشید است
نمی رسد به هم این ماه و هور میدانم
شب است و همهمه ای نیست جز هجوم خیال
خیالِ رویِ تو شد نیمْ بیتِ پایانم
#مجیدکرمی_زرندی
1405/05/05
وزن؛مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


