از دوریت شکسته ام و ….
از دوریت شکسته ام و دل کباب شد
آمالِ روزگارِ جوانی سراب شد
رفت از دلم قرار و نشدصبر چاره ساز
این دور ماندن از تو برایم عذاب شد
اکنون نشسته ام به غمت چلّه با دلم
بر روز های رفته،دو چشمم پر آب شد
گریان که خوب می نِگَرم روزِ رفته را
فهمیده ام که عمر و جوانی عِقاب شد
صد نوحه خوانده ام ز فراقت برای خلق
این نوحه ها برای خلایق ،کتاب شد
شاعر شدم چو رفتی و دل را فروختی
بر بیت بیتِ هر غزلم ،انقلاب شد
گفتند چاره ی غم تو ، جام و باده است
ساقی بریز باده که حالم خراب شد
#مجیدکرمی_زرندی
وزن:مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن


