لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 18 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
در آینه هستی
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران البرز

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: چهار پاره


در آینه ی هستی

 

من صدایم به سکوت آمد و بر باد نشست

بادِ بی‌چشم، مرا برد و به فریاد نشست

این منم ـ باز همان داغِ زمین‌خورده‌ی پیر

که به تعبیرِ غلط، در دلِ ایجاد نشست

 

نه خدایی، نه منی، نه تو و نه هیچ کسی

فقط اندیشه‌ ای بود که خود را بلعید

در تماشای خودش، شعله شد و خاکستر

و جهان، چرخ زد و باز از خویش ترسید

 

از دلِ خاک، نفس بازدمِ نور گرفت

ذره‌ای در تپشِ خلقتِ دیگر برخاست

آنکه دیروز به آتش بدَنِ خود سوزاند

در خودش سوخت، ولی در خودش انکار نخواست

 

پوستِ من ریخت، تنم در تنِ هستی حل شد

ریشه‌ام رفت به اعماقِ جنونِ معنا

خونِ من رفت به رگ‌های زمین و در باد

نفسِ من شد و آمیخت به بویِ دریا

 

من همان جوهرِ در گردشِ خورشید شدم

در تماشایِ خودم، آینه‌ را دیدم

بر لبِ باد، صدایم دمِ آغاز گرفت

و جهان را به تپش‌هایِ خودم بخشیدم

 

دیدم از دور که بر چهره‌ی هر چیزی هست

ردِ یک عشقِ قدیمی، نفسِ انسان بود

درک کردم که نجات از دلِ رنج آمد و رفت

که حقیقت به تنِ خاک، جهان‌گردان بود

 

پس به هر دانه که افتاد، درودم گفتند

هر نسیمی که وزید از نفسِم برخاست

من درونِ تو نفس می‌کشم، ای بودنِ ناب

هر کجا عشق بجنبد، تپشِ من پیداست…

 

محمد خوش بین


آثار دیگر شاعر :

اشعار شاعران