اکسیرِ عالم تاب
تو را با اشک “نه” با آه ،نمودم زمزمه ای جان
زِ اکسیرِتو کامل شد همین شعرِ پر از نقصان
نمیدانم کدامین روز از مِهرت شدم سیراب
ولی میدانم این را که تویی بارانِ بی پایان
چه بارانی؟! که می شوید ضمیرِ مرده ی دل را
تویی آن معجزِ عیسی که زنده میکندآسان
برایت شعر گفتن، کمی، “نه”، بسیار دشوار است
جسارت کرده ام!اما، توهم جانی و هم جانان
کسی شیرین تر از جانش در این عالم تواند یافت!؟
وَ یا اینکه به جانانی همین جان را کند قربان؟
گر ذِبحی زِ قبلِ تو در این عالم هویداگشت
در آخر عید قربان شد ، نه در دل ماتمی سوزان
تمامِ حُجّتِ دینم “حسین ابن علی” (ع) باشد
همان خورشید عالم تاب که رویِ نیزه خواند قرآن
تقدیم به آستان مقدس حضرت حسین بن علی
( علیه السلام )
# علی اکبر سرخه ای
#مهرزاد
عاشورای ۱۴۲۲


