هواللطیف
سَیدةُ القریش
ابرهای حجاز خرسند از پیشرفت غروب در صحرا
یک نفر لیک در دلش خورشید، تا طلوعی همیشه تر، پویا
یک نفر در دلش شهودی سبز، غرق انوار آسمان، دائم
دخترانه، زنانه، در تشخیص، ذات خود را به شأن ذی القُربی
دختران از سیاهی دوران، غرق درحسرتی که نور آید
مادری، دختری دگر زاید! با تبسم به وسعت فردا
روزگار پلشت بی سامان، در مسیری که جهل میخواهد
مکّه مشغول درهم و دینار از تجارت گرفته تا غوغا
گرچه در روزگار بوجهلان، فَرّهی منحصر به ثروت بود!
لیک در مکه مردمی بودند از تبار”خلیل”، بیهمتا
دختری از قبیلهای معروف، “سَیده” در”بنی اسد”محبوب
“باکره”، “طاهره” مبارک پی، در کرامت کریمهٔ عظما
همسری پاک، اینکه میبایست نسل پاکان ازاو پدید آید
“أُم سادات” درحریمُ الوَحی،”ام ایمان” به مکتب طاها
حال در مصرعی دگر، محکم، ضمن تاکید باز میگویم:
باکره بود سیده خاتون تا وصال” نَبیِ حق”، حتی !
ذات پاکش ز وصف مستغنی، شأن نامش ستوده در تعریف
از ازل در شکوهِ نامیدن، فَرّهش ایزدی و هم والا
همسر بی بدیل پیغمبر، سَیدُ الانبیاء را دلبر
” السلام علیکِ یا أُمّی، نورُ عَینی، خَدیجةَ الکبری”
وصف شأنت اگرچه ناممکن، نام و یادت قرین تشریف است
بی تو کی بر زبان توان بردن، هر زمان نام “حضرت زهرا”(س)
با”محمد(ص)”رسول حق آیین، میشود مقطع غزل تزیین
از”سعا” مدح و منقبت گفتن، صِله اش: عشق حضرت مولا(ع)
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم ـ ٢١ اسفند ١۴٠٣
١٠ رمضان ١۴۴۶


