پگاهسرودهها
به نام یگانهی مهرآفرین
چند کوتاهکلاسیکِ صبحگاهی:
صبح آمده؛ با خنده نموده است: سلام!
صد پنجره با عشق گشوده است؛ سلام!
احساسِ خوشی، داده به دل، دست کنون؛
رنگِ شبِ تیره، چه زدوده است! سلام!
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*
صبحو، تپشو، شورشِ احساس، چه زیباست!
بر میزِ عسل، دستهگلِ یاس، چه زیباست!
وقتی که دلم، پُر شود از: قهوهی چشمت،
در باغِ نگاهت، گُلِ الماس، چه زیباست!
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*
به دل تابید، خورشیدِ نگاهت؛
سرورِ مهربانی، از پگاهت؛
ز نبضِ روشنای مِهرِ «تو» شد،
تمامِ حسّ قلبم، سر به راهت…
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*
شکفته، پرتپش، صد گل، ترانه
درونِ باغِ هستی؛ بیبهانه
بیا؛ لبریز شو، از حسّ باران
در این صبح قشنگو، عاشقانه!
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*
بیا؛ بگشا، به روی باغِ رویا،
صفای پنجره؛ تا پنجره، را!
فروزان کن، زِ جان، خورشیدِ احساس!
مرا با خود ببر؛ تا بیکرانها!
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*
از راه رسیدهست کنون، صبحِ صفا
دنیای مرا داده به دستانِ خدا
امّید، به جانم زده چشمک که شود
روزِ گُلِ من، پُرشرر از مهرِ وفا
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*
🌹🌞🌹

