به نام یگانهی هستیبخش
دستت به من ده؛ تا دلِ دنیای خوبیها بیا!
از هرچه غیرِ واقعی، بِنْما، دلِ خود را رها!
از هرچه غیرِ واقعی، بِنْما، دلِ خود را رها!
.
هرگز تو آن کاری؛ که از دستت نمیآید، نگو،
انجام خواهم داد؛ تا، خوشدل کنی، قلبِ مرا!
انجام خواهم داد؛ تا، خوشدل کنی، قلبِ مرا!
.
زیرا، دروغت میکند پژمرده حسّو، حالمو،
افسرده میگردد دل از: دنیای نیرنگو، ریا!
افسرده میگردد دل از: دنیای نیرنگو، ریا!
.
من با نهانو، نای جانِ عاشقِ خود، صادقم:
با باورِ قلبِ تو وُ، با هر کسی؛ در هرکجا!
با باورِ قلبِ تو وُ، با هر کسی؛ در هرکجا!
.
اینگونه هم، دارد درونم، انتظار از: مردمان،
با من کنند آنها، به مانندِ خودم، همواره تا!
با من کنند آنها، به مانندِ خودم، همواره تا!
.
تا پاکیِ احساسِ قلبو، سینهشان، ثابت شود،
بهرِ منو، گردم، از آنها شاد؛ تا، بیانتها!
بهرِ منو، گردم، از آنها شاد؛ تا، بیانتها!
زهرا حکیمی بافقی (کتاب نوای احساس)
*پ. ن:
_ «تا» در قافیهی بیت پنجم، بخشی از فعل است؛ «کنند تا= تا کنند»: «رفتار کنند»
(«تاکردن»: رفتار، سلوک، معامله. «خوب تاکردن»؛ یا «بد تاکردن با کسی»: با او «حسن معامله»؛ یا «سوء معامله داشتن»
(لغتنامهی دهخدا)
(لغتنامهی دهخدا)
_ «تا» در سرآغاز مصراع اول بیتِ ششم، حرف ربط است و با «تا» در انتهای مصراع دوم بیت پنجم،ِ آرایهی «جناس تام» و نیز آرایهی «ردالصّدر علی العجز» دارد.
_ «تا» در مصراع دوم بیت ششم، «حرف اضافه» است برای بیان آخر و انتهای چیزی و با «تا» در مصراع اول بیت ششم، دارای آرایهی «جناس تام» و آرایهی «ردالعجز علی الصّدر» است.
_ معمولا در کتابهای ادبی برای تعریف جناس تام مینویسند:
«کلماتی که لفظ یکسان و معنای متفاوتی دارند»؛ در اینجا با مطالبی که پیرامون «تا» نگاشتیم، ثابت شد که حرفها نیز، وقتی یکسان نوشته و یکسان تلفّظ شوند؛ امّا، معنایشان متفاوت باشد، میتوانند جزو جناس تام قلمداد شوند.
خوانش مهرانگیزتان را سپاس!

