چه عاشورای سرخی میتپد، از نو!
پیشکش به پیشگاه پرشکوه امام حسین (ع) و یاران وفادارش:
دمیده، عطر «تو» در لابهلای شهر
همه، کوچه، به کوچه؛ هرکجای شهر
معطّر، از گُلِ مهرت شده؛ هر دم
هوای وسعتِ بیانتهای شهر
به دلها گشته جاری شورِ ذکرِ تو
به هر ساعت؛ میانِ لحظههای شهر
فضای خیزشِ بحرِ صفا گشته
سرای سینهی پُرهوی و های شهر
دگرگون گشته با پروازِ پرچمها،
نگههای غمآوای نمای شهر
به یادت چادر و، خیمه، نهاده، باز
تمامِ دستهای پُرصدای شهر
به احساسِ وسیعِ عشق میآید
صدای نوحههای غمنوای شهر
چه شیون میسراید با خلوصِ جان
نوای ناکجای نینوای شهر!
چه عاشورای سرخی میتپد، از نو
به هردم؛ هرکجا؛ در کربلای شهر!
زهرا حکیمی بافقی
بازسرایش غزل ۱۳۱، کتاب آوای احساس.

