قالب شعر: {قالب شعر:35}
به نام یگانهسرایندهی دیوان آفرینش
دو غزل: ۱ لحظههای قلبِ خود را میسرایم، در سکوت بشکند، با بغضِ غم، موجِ صدایم، در سکوت قطره قطره، نای جان، شد محو در، دریای درد از دلم، چیزی نماند اصلا، برایم، در سکوت گریهها را میسرایم، با صدای حنجره میشود سرشارِ باران این هوایم، در سکوت نبضِ ژرفای نهانِ بحرِ جان، شورشگر است موجِ دریایم؛ ولی، از خود رهایم، در سکوت دخترِ احساسِ من، محصورِ بغضِ لحظههاست نیست نایی؛ تا بگویم، نارضایم، در سکوت زین سرودِ سرد و بیروحِ دلِ تنهای خود میسرایم، با نوای لحظههایم، در سکوت زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس) *…*…*…*…*…*…*…*…*…*…* ۲ خسته از: بغضو، غمِ مهر و، وفایم، در سکوت روی کاغذ، حسّ غم را، مینمایم، در سکوت عاطفه، میبارد از: نبضِ سکوتِ سینهام اوجِ فریادِ درون را، همصدایم، در سکوت در سکوتِ بغضهای قلبِ من، بس رازهاست مرگِ خاموشِ دلم را هم، سُرایم، در سکوت قلبِ من، غمخانهی رنجو، بسی دردِ دل است با غمِ دلهای خسته، همسَرایم، در سکوت من به سازِ این قرونِ سرد و تاریکِ زمان همنوایم؛ همنوایم؛ همنوایم، در سکوت دردهایم را از اعماقِ قرونِ سردِ سرد مینویسم، هر شبو، روز و، مسایم، در سکوت قدمتِ مرگو، سکوتِ قلبِ حسّاسم، بسیست مینویسم قصّهای، از غصّههایم، در سکوت زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس) *…*…*…*…*…*…*…*…*…* دو تا بیت:
در سکوتِ دلِ خود داد زدم دادِ دل یکسره فریاد زدم بس که احساسِ دلم درد و غمست مشعلِ غم، به رهِ باد زدم
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس) *…*…*…*…*…*…*…*…*…*

