به نام یگانهی مهرآفرین
هر که در، اندیشهاَش، خوبی، رهاست
تا همیشه، پیشهاَش، عشق و، صفاست
سینهاَش، از مِهر میگیرد جلا
رنگِ آمالِ دلش، رنگِ خداست
مهربانی بارد از، چشمانِ او
در گُلِ احساسِ او، گلبوسههاست
ساز میسازد دلش، با موجِ مِهر
سازِ قلبِ مهربانش، خوشنواست
از رفاقت، کوک میگردد دلش
وز محبّت، نای جانش، پرهواست
از صداقت، پُر شده، دنیای او
دُرّ صدقِ سینهاَش، بس پُربهاست
میشناسد خوب، قدرِ عاشقی
میشناسد قدر؛ کین گونه، چراست
شک نکن در: «عشقِ او»؛ زیرا دلش
در کلاسِ مِهر، شاگردِ وفاست!*
زهرا حکیمی بافقی (الف-احساس)
پ. ن:
* «مهر» و «وفا» در مصراع پایانی، ایهام تناسبی است به داستان عاشقانهی «مهر و وفا».
سپاس از خوانش مهرانگیزتان!

