قالب شعر: شعر نیمایی
به نام یگانهسرایندهی دیوان آفرینش
قالب سروده: آزاد
تمامِ وجودِ من
پُر از:
تو هست
امّا
سرای نهانت،
خالیاز:
منِ تنها
نگاه نکردی
هیچ،
حالِ زارم را
نخواستیاحوالم
شود
دمی
پُرنا
چو باورِ شیدایم
تپید،
رویت را،
نشد؛
بِنِماییاَش،
صفای کویت را
و پیکرِ رویایم،
میانِ نبضِ درد
نشست و به هر لحظه،
شد از:
جهان،
دلسرد
کنون؛
که اسیرم من،
درونِ چاهِ غم
و میکشد احساسم،
هماره آهِ غم،
به یوسفِ چهرت گو،
دلی
زلیخایی
به عشقِ رُخت رفته،
به دامِ دروایی
بیا
و بکُش،
او را؛
و یا
بکِش،
سویش
سپاهِ نگاهت را؛
و وا کنابرویش،
از اخمِ غمی مبهم؛
که در نهانش هست
وَ ساغرِ مِهرش را،
نما،
از عشقت مست
بدان؛
رگِ رویایِ
دلی
هماره،
زار
نفَس،
نفَسش بیتاب
و میکند تکرار:
دمی،
به نگاهِ دل،
ببین
زلیخایت
گناه نکرده؛
که:
شدهست،
شیدایت
چو رفته سراپایش،
به غارِ تنهایی،
رها
بِنِمایَش،
از:
جهانِ رسوایی
بدم،
به نفَسهایش،
صفای رویایی
ببخش،
به بستانش،
گُلی
شکوفایی
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)

