به نام یگانهای که به قلم سوگند سرود
کاشکی میتاخت بر شطرنجِ دل، شبدیزِ مِهر
مات میشد بانوی دل، با دمِ پرویزِ مِهر
کاش میشد کامِ جان، شیرین از آن، گلبوسهای
کز لبِ گلگونِ تو، میریخت بر کاریزِ مِهر
کاش؛ امّا کِشتنِ این کاشها را سود نیست
در دلم رویا شده، دنیای شوقانگیزِ مِهر
گرچه جانم کرده باور، منتهای مِهر را
لیک راهی نیست تا، آغوشِ عشقآویزِ مِهر
بستری کو تا دلم، احساسِ زیبایی کند
هر دم از، حسّ ترِ آرامشِ سرریزِ مِهر؟!
گر بهارِ بوسهات، دل را شکوفا کرده بود
غنچهی قلبم نمیشد خشک در پاییزِ مِهر
در خیالم دیدهام، تنها گلِ آغوش را
در خیالم چیدهام، گلهایی از پالیزِ مِهر
ورنه حسّی؛ التهابی را نبخشیدی به من
از دمای شورِ هُرمافزای تند و، تیزِ مِهر
زهرا حکیمی بافقی، کتاب نوای احساس.
پ. ن:
آرایهی ایهام تناسب، به معنای کاربردِ واژهای، با حداقل دو معنی است؛ که یک معنی آن مورد نظر شاعر و پذیرفتنی است و معنای دیگر آن، با واژه و یا واژگانی از یک بیت؛ یا یک شعر و یا یک متن، تناسب دارد.
به عبارتی دیگر، ایهام تناسب، مجموعهای است، مرکّب از ایهام و مراعات نظیر.
ذیلا شمّهای از کاربرد آرایهی «ایهام تناسب» در غزلِ «شبدیزِ مِهر»، در راستای آموزش به نوآموزانِ مشتاق به آرایههای ادبی، ارائه میشود؛ امید که آموزنده باشد!
(۱)
_«مات»:
۱_ حيران، شگفتزده، گيج، متعجب، حيرتزده، مبهوت.
۲- تيره و تار، رنگپريده، رنگرفته، كبود، كدر.
۳_ شهمات (اصطلاح بازی شطرنج)
در اینجا از واژهی «مات» مفهومی که در شمارهی یک آمده مورد نظر است و در مفهوم شمارهی سه (اصطلاحی در بازی شطرنج) با واژهی «شطرنج» ایهام تناسب دارد.
(۲)
_ «شیرین»:
۱_ طعم شیرین. ۲_ نام همسر خسرو پرویز.
«گلگون»:
۱_ سرخرنگ؛ به رنگ گل سرخ. ۲_ نام اسب شیرین.
«شیرین» و «گلگون» در اینجا مفاهیم اولشان مورد نظر است و در مفاهیم دومشان با هم آرایهی ایهام تناسب دارند؛ همچنین با توجّه به آنچه گذشت و بر اساس مفاهیمی که ذیلا خواهد آمد، بین واژگان«شیرین» و «گلگون» با واژگان «پرویز» و «شبدیز» آرایهی ایهام تناسب جاریست:
پرویز: به معنای پیروز و فاتح، نام خسرو دوم شاهنشاه ساسانی، مشهور به «خسرو پرویز» پسر هرمزد چهارم و نوادهی انوشیروان.
شبدیز: شبرنگ، سیهفام، نام اسب خسرو پرویز. در اینجا از «پرویز» و «شبدیز»، مفاهیم مجازی آنها که با «شطرنج» و «مات»، مراعات نظیر دارند، مورد نظر است؛ یعنی:
شبدیز: در اینجا مطلق اسب.
پرویز: در اینجا مطلق شاه.
(۳)
مِهر: ۱_محبّت. ۲_ خورشید. ۳_ ماه نخست فصل پاییز.
«پاییزِ مِهر»: تشبیه بلیغ و ایهام تناسب؛ (زیرا در اینجا از واژهی «مِهر»، محبّت مورد نظر است و مفهوم نخستین ماه فصل پاییز مراد نیست.)
(۴)
«شور»، «تند» و «تیز»: ایهام تناسب؛ زیرا هر سه از یک سوی، در گروه مزّهها هستند؛ و از دیگر سوی، معانی دیگری نیز دارند که در اینجا آن معانی مورد نظر است:
شور: هیجان.
تند و تیز: مجازا سوزنده.
سپاس از خوانش مهرانگیزتان!

