به نام خدای شهیدان
.
شعری از کتاب ققنوس احساس تقدیم به روانِ شهیدِ آتشنشان، بهنام میرزاخانی:
.
مردی از جنسِ صفا؛ بیادعا
موجِ احساسش پُر از مِهرِ خدا
.
سینهاَش، دریای موّاجِ سرور
پُرتب از موجِ شرف بود و، غرور
.
شورِ قلبِ مهرَبانش، درد بود
واقعا، احساسِ نابش، مرد بود
.
جنسِ جانش، ماه بود و، روشنی
فارغ از هرگونه حرف از خودزنی
.
رفت در «آتش» بدونِ ادعا
تا رهانَد، مردمان را از بلا
.
همچو ققنوسی شد و، خاکسترش
شد نشانِ جاودانِ پیکرش
.
نام او بهنام بودهستاز نخست
کامِ او بهکام بودهستاز نخست
.
شغلِ خوبش بودهاَست آتشنِشان
روح پاکش جاریِ هفت آسِمان
.
با دمای مِهرِ قلبی، آتشین
شد شهیدی جاودان، در راهِ دین
.
جاودان شد تا ابد نامِ گلش
جاودان شد تا ابد کامِ دلش
.
سفرهی حق، بهرِ او، گسترده باد!
در جوارِ رحمتش، پرورده باد!
زهرا حکیمی بافقی (الفاحساس)

