قالب شعر: تک بیت
به نام او که سرایش آموخت
.
۲۰ تکبیت از لابلای شاعرانههایم؛ تقدیم به احساس زلال خوانندگان آثارم؛ که بیست هستند همیشه:
۱
یک لحظه بگیر
دستِ قلبم را وُ
یک لحظه بخوان
نوای احساسم را!
۲
هنرمند است
قلبِ من
که مهرت را گزیدهست
کسی جز «تو»
درونِ سینهی پاکش
ندیدهست
۳
در نگاهم
برقِ شادی میزند
چشمک ز نو
چشمهی دل میزند
برق از تو چون
دریای شید
۴
ثبت شد
تصویرِ تو
در قابِ نابِ عاشقی
بهترین سوژه
تو هستیو
بهین عکّاسِ من
۵
شورشِ احساسِ من
تصویرِ نابت
قاب کرد
روی دیوارِ دلِ تنهاییِ هموارهاش
۶
صفحهی شطرنجِ دل
شاهِ رخت را میتپد
نقشِ مهرت را ببین
افتاده خود
در تاسِ من
۷
با صفحهی دل
گفتگو دارد وجودم
وقتی که نقشت
در دلِ هر تاس
پیداست
۸
ابرو تُرُش
بر روی من
دیگر نکن
شیرین نما
کامِ مرا
با شورِ مهر
۹
چون ندادی
کامِ شیرینی به من
تلخ شد
لحظه
به لحظه
زندگیم
۱۰
تلخ مینوشم تمامِ روزهایم را وُ سخت
میگزاید قهوهی غم، کامِ رویای مرا
۱۱
مرا با مهرِ احساسِ تو الفتهاست
بیا وُ
باز
گرمابخشِ قلبم باش
۱۲
تسلیمِ قهرت میشوم
زیرا که قلبت
سرشارِ احساساتِ پرمهرِ نهانیست
۱۳
گفتی که تو را خواهم
هر جور که باشی
آه…
ناجور شدم تنها
اینگونه مرا خواهی؟
۱۴
دردا که قلبم مردهوُ
این را نمیداند کسی
کاو بود
روزی
همدمِ احساسِ قلبِ خستهام!
۱۵
بیتاب شد سرتاسرم
بیمهرِ روی تو
با دل مدارا کن
دلم
بسیار دلتنگ است!
۱۶
نگاهی کن
به خونِ جامِ قلبم که:
شده
میگونترین مِی
بهرِ احساسم!
۱۷
بادهای
از جامِ احساسی
نمییابد دلم
شد عطش
سهمم کنون
بی مِی
کنارِ ساغرم
۱۸
یکی باید بیاید تا بفهمد
پیامِ شعرِ احساسِ دلم را
۱۹
بخوان شعرِ مرا با بحرِ احساس
که جز موجِ محبّت نیست در آن!
۲۰
دلا نشکن سکوتِ مبهمت را؛
چو میدانی که قَدرت را ندانند!
زهرا حکیمی بافقی (الفاحساس)
سپاس از نگاه مهرانگیزتان بر شاعرانههایم!

