به نام یگانهی مهرآفرین
✍ چهار کوتاهکلاسیک طنزآمیز در وصف عاشقیهای یواشکی؛ شایدم لواشکی:
۱
گفتی که تو را برای دل میخواهم
گر پُررویی؛ یا که خجل، میخواهم
این خواستنت، چقدر مجّانی هست
سرديْت که کرد، چایِ هِل میخواهم
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۲
گیرم که بیایم توی گرما پیشت
یا اینکه بیایم توی سرما پیشت
من، خیرِ سرم، عاشقِ صادق باشم
سردی و نمیشوم پُر از نا، پیشت
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۳
با رنگِ ریا، بر رخِ خود رنگ زدی
با خشم، به حسّ نابِ من سنگ زدی
این نقشِ تو بود، پیشِ مامان امّا
رفتی سرِ کوچهوُ، به من زنگ زدی
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
۴
وقتی که بهانهای به دستانِ تو هست
شادانی و میشود نهانت سرمست
آشغال به دست، میزنی زنگ: «بدو!
من منتظرم باز؛ بیا تا… بنبست!»
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
سپاس از خوانش مهرانگیزتان!
آوای دلتان شاد!

