لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 17 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
پروانه‌ی احساس
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران اصفهان

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: تک بیت


به نام یگانه‌ی مهرآفرین

پراکنده‌های اشعار پروانه‌ای از لابه‌لای شاعرانه‌هایم:

.

پروانه‌ی احساسِ من، پروا ندارد

از سوختن، در راهِ شمعِ عشقِ محبوب

پیوسته آماده‌ست دل، ازبهرِ سوزش

با سوختن، حالِ درونم، می‌شود خوب

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

پروانه از سوختن

پروا ندارد

راز سوختن را می‌داند

تکامل را

در سوختن می‌شناسد

ای کاش

وجودمان در عشق

پروانه‌ای باشد بی‌تاب

نه چون پری، بی‌جان

که به اندک بادی

ازجای می‌رود

به شتاب!️

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

به نامت ثبت شد، پروانه‌ی دل

برایت مست شد، دیوانه‌ی دل

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

خوشا مهر و، خوشا رفتن، به سوی دل

خوشا دیوانگی‌های دلِ عاشق

به هنگامِ بهارانِ گلِ احساس

خوشا پروانگی‌های دلِ عاشق

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

به روی دفترِ قلبم، نوشتم:

به نامت ثبت شد، پروانه‌ی دل

 *…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

پروانه‌ی دشتِ دلم، بهرِ سرودن، از تو هست

کز، سرسرای سینه‌ام، تا عشق، طایر می‌شود

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

پروانگانِ باغِ دل

پرپر شدند از التهاب

شمعی نمی‌سوزد چرا

قلبش بر این احوالِ دل؟

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

در عشق تو، چه می‌سوزد تمام پیکرم؛ ای دوست!

از اوّل، شمع عشقت را چنان پروانه‌ای بودم

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

جدا گردید، احساسم، از آن شوق‌و، تپش‌هایش

منی که: شمعِ عشقم را چنان پروانه‌ای بودم

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

تو شمعی بودی‌و، من همچنان پروانه‌ای بودم

تو مِی بودی و من، درگیر در، میخانه‌ای بودم

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

می‌شوم پروانه‌ی احساس‌و

می‌پرم تا قلبِ رویا با تو

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

راز عشق را باید

در پرِ سوخته‌ی پروانه دید

در صدای شعله‌ی شمع شنید…

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

تمامِ حسّ قلبِ عاشقم را

به‌گردِ سینه‌ات، پروانه کردم

تو را بوسیدم و بوسیدم از نو

میانِ نبضِ قلبت، خانه کردم

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

سهمِ پروانه از عشق،

سوختن هست و، فنا…

*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

 

پروانه‌ی احساسِ جان، شد ثبت در شورِ نهان

خودکارِ دل پُرکار شد، در گوشه‌های دفترم

بدپیله شد، موجِ عطش، در شورشِ پنهانِ جان

دامانِ دل، پروانه شد، از پیله‌های پیکرم

پروانگانِ سینه‌ام، پوینده‌وُ، پُرجنب و جوش

با خیزشی پیوسته از: نامنتهای باورم

تا اوجِ موجِ عاطفه، هر دم، تماشایی شوند

همواره جوشان‌و، روان؛ چون حسّ اشعارِ ترم

زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)

سپاس از خوانش مهرانگیزتان!


آثار دیگر شاعر :

هشدار

بازتاب

عشق…

کژدم

صداقت

جنون

اشعار شاعران