قالب شعر: دوبیتی
به نام یگانهسرایندهی دیوان آفرینش
ده کوتاهکلاسیک از کتابِ «دلگویههای بانوی احساس»، با عنوانِ «بوسه»:
🍃🌸🍃
۱_
به دستانم، دو دستِ مِهر بگذار
به لبهایم، تبِ احساس بسپار
نگاهی کن مرا با جوششِ عشق
ببین چون میشود، حالم، از این کار
۲_
نزدِ احساسم بیا با تبِ دل
لمس کن نبضِ مرا با تبِ دل
وقتی احوالِ مرا فهمیدی
هدیهام کن، بوسهها با تبِ دل
۳_
هر گوشهی دل، داغ شود، با تبِ عشقت
گلبوسهی جان، شاد شود، با لبِ عشقت
احساس بگیرد، عطش از، غنچهی لبهات
بیتاب شود دل، به تمامِ شبِ عشقت
۴_
عشقت بدمد، تاب و تبی، در تبِ من
گلبوسه زند؛ مِهر دمد، بر لبِ من
من رسم کنم، با دلِ خود، نقشهی عشق
حسّت بشود، اسمِ شبِ هر شب من
۵_
احساسِ تو شد، شورشِ پنهانِ شبم
پیدایش و افزایش و غلیانِ تبم
حسّ ترِ تو، مِهر ببارد به دل و
گلبوسهی تو، مُهر گذارد به لبم
۶_
درونِ سینهات، میجوشد احساساتِ بسیاری
پر از شوری؛ پر از مِهری؛ چو آتش بس شررباری
به بوسه، بوسهی احساس، میبوسم، سراپایت
صفای مهربانی را، میانِ قلبِ خود داری
۷_
نمیخواهم بهشتی را؛ به جز بستانِ دلدارم
نمیخواهم سرایی را؛ به جز گلخانهیِ یارم
زمانی که: دلم سرشارِ احساسات میگردد
فقط بر سینهی یارم، لب و، گُلبوسه میکارم
۸_
به رقص آمد دلم با سازِ رازت
فدای عشوههای دلنوازت
چه احساسِ قشنگی هست؛ وقتی
دهی بوسی، از آن لبهای نازت
۹_
چون نغمه زند مهر، از احساسِ عمیقت
دل، بوسه زند، بر گُلِ لبهای عقیقت
خواندهست دلم، آیه به آیه، تپشِ عشق
از، اوّل و از، آخر و از، عهدِ عتیقت
۱۰_
با بوسهی خود، مست نمودی، دلِ من
صد شکر، کزین دست نمودی، دلِ من
احساسِ لطیفی، زِ دلم، سر زدهاَست
در، عاطفه پابست نمودی، دلِ من
زهرا حکیمی بافقی، کتاب دلگویههای بانوی احساس.
🍃🌸🍃

